معماری مجازی و هولوگرافیک در جام جهانی
موج اول : عصر کشاورزی
موج دوم: عصر صنعت
موج سوم: عصر الکترونیک و ارتباطات

موج اول : عصر کشاورزی معماری مجازی و هولوگرافیک در جام جهانی
موج دوم: عصر صنعت
موج سوم: عصر الکترونیک و ارتباطات
انقلاب اطلاعات باعث استحاله ی معماری و طراحی فضای شهری شده است ، تکنولوژی های دیجیتال ،ماهیت و هدف تفکر و خلاقیت وابسته به معماری را دگرگون ساخته اند .
این انقلاب موجب شده که از واقعیت به مجاز گذر کنیم یعنی به وضعیتی برسیم که در آن زمان و مکان درهم فشرده میشوند. مایکل هایم می گوید: «مجازیسازی چیزی بیش از تغییر شیوه زندگی است، مجازیسازی در اصل گونهای جابهجایی هستیشناختی است.»
حال اگر بخواهیم رابطه معماری با کامپیوتر را بررسی کنیم این تقسیم بندی به وجود می آید که :
مرحله اول مرحله درگيري با فن آوری دیجیتال ، تحت تأثیر سایبر بانک و دیکانستراکشن بوده که به مرحله ( کندوگران ) نیز معروف است .
مرحله دوم مرحله تأثیر صوری فن آوری دیجیتالی ( استادي جدید در پرداخت کار ) بود.
اما مرحله سوم را نسل جدیدی از معماران آموزش دیده در نظام کاملاً دیجیتالی تشکیل می دهند . این دوران را می توان دوران ( تأ ثیر علمی کامپیوتر بر معماری ) نامید.
حدود ۳۰ سال قبل ریچارد راجرز در تبیین معماری های تک عنوان کرد که: "در عصر مدرن، باید در ساختمان های مدرن زندگی کرد." اما امروزه ما در گذر از عصر صنعت قرار داریم. عصری که آن را عصر اطلاعات می خوانندو اگر به تبعیت از این گفته راجرز بگوییم در عصر اطلاعات باید در ساختمان های هوشمند زندگی کنیم، (در عصر الکترونیک باید در ساختمانهای دیجیتال زندگی کنیم - در عصر کامپیوتر باید در ساختمان های مجازی زندگی کنیم،سخنی به گزاف نگفته ایم .
اصطلاحاتی چون معماری سیال، معماری ناپایدار، معماری تکاملی، معماری سایبر وفضای سایبر که میتوان همگی را تحت عنوان معماری مجازی به حساب آورد، ارمغان این عصر است.
معماری مجازی جایگاه ویژه ای در پیشرفت آموزش ، تفریحات و صنایع بازرگانی دارد . معماری مجازی می تواند در عرصه هایی که الکترونیک در آنها نقش اساسی دارد سهیم باشد .همچنین نرم افزارهای تخصصی و مدل سازی از یک ساختمان در محیط مجازی امکان تحلیل علمی را قبل از اجرای ساختمان فراهم آورده است . اما مسئله ی مهمی که امروزه اذهان نظریه پردازان را مشغول ساخته مسئله ی Cyber space است که می تواند تصور فضا و زمانی جدیدی را در زندگی روزمره ی مردم دنیا به وجود آورد .
دانش سایبر نتیک :
از نظر تبار شناسی واژه سایبر نتیک مأخوذ از واژه یونانی کوبرنيتيزاست که معنای متفاوتی همچون راهنما ، سکان دار و میانجی از آن استفاده میگردد . ریشه فعلی واژه کوبرنیتیز واژه کوبر نائو است که در اصل به معنای هدایت كردن است .
در این بین می توان فضای سایبر را این گونه تعریف کرد که شبکه ای است فرا رسانه ای که در آن مجموعه ای متنوع از ارتباطات و روابط با گونه ای متنوع از رسانه ها که از طریق برنامه های فرا متنی به همدیگر متصل می شوند
دو انگاره اصلی فضای سایبر :
انگاره هدایت از طریق فضایی از داده های الکترونیکی .
انگاره کنترل که با دستکاری داده ها امکان پذیر می گردد.

ویژگیهایی که شرمن و جدکینز برای واقعیت مجازی ارائه کردهاند و تعمیم آنها در زمینه معماری عبارت خواهد بود از:
۱) این سیستم قابلیت انطباق و متمرکز کردن تمامی اطلاعات مربوط به فضای معماری را دارا است؛
۲)شرایطی فراهم میکند تا به کارگیرنده سیستم بتواند با ماهیتی هوشمند داد و ستد داشته باشد و زمینه کاری در روندی رفت و برگشتی تدقیق شود؛
۳)میتواند تمامی جنبههای قابل تصور برای کاربر سیستم را در برگیرد و آن را متأثر سازد؛
۴)توانایی نمایاندن تمامی اطلاعات و پیچیدگیهایی که هر فرآورده انسانی به دنبال داشته باشد را دارد؛
5) فضای احساس و ادراک آنی و مستقیم و بیواسطه که اجزای ادراک فضای معماری است را بوجود آورد.
واقعیت مجازی ، واقعیتی است که تاثیر واقعیت واقعی رادارد ، اما دارای شکل اصیل آن نیست . نوعی شبیه سازی یاجایگزین است، اما توانایی و صحت دارد . نزدیک به واقع است و با توجه به تأثیری که روی افراد دارد عملا واقعی محسوب می شود .
واقعیت مجازی تلاش می کند محیط های جدیدی خلق کند که تخیلی هستند ، قلمروهای خیال گونه ای که به شیوه هایی منحصر به فرد «واقعی»به نظر میرسند ، اما بطور مستقیم با جهان به گونه ای که آن را درک می کنیم ارتباط ندارند .
معماری مجازی متأثر از واقعیت مجازی شکل می گیرد و در حقیقت بین ما و محیط فیزیکی پیرامونمان واقع میشود .
سه ساحتی که واقعیت مجازی معماری را دستخوش تغییر کرده اند این گونه می باشند:
1 ) عمل و فرآیند کنش معماری تحت نفوذ مستقیم پیشرفت فن آوری اطلاعات و ارتباطات قرار گرفته است .
2) خلق فضاهای ادراکی دگرگون شده که محصول حوضه های ادراکی –تجربی جدید هستند ، که امکان تصورات دگر گونه ای را با خود به ارمغان آورده اند .
3) تعامل میان معماری و فن آوری واقعیت مجازی ، طراحی خود فضای سایبر .
اما با این تعاریف واقعیت مجازی دو دستاورد مهم به ارمغان آورده است :
1) تعامل و امکان تأثیر با جهان واقعیتهای مجازی .
2) امکان غوطه وری در آن جهان از سویی دیگر.
از اندیشه های دلوز تا شکل گیری معماری مجازی
فهم معماری معاصر اروپا بدون تأمل در اندیشه فیلسوفان معاصر راه به جایی نمیبرد . چرا که اکثریت هنرمندان ، به خصوص معماران مطرح اروپایی به نوعی وام دار اندیشه فیلسوفانی چون ژان فرانسوا لیوتار، ژاک دریدا، ژان بودریار، ژیل دلوز و ... هستند .
باید گفت که مجازی سازی نیز که حاصل انقلاب جدید الکترونیکی است ، به گونه ای وام دار اندیشه های این بزرگان می باشد. این انقلاب سبب آن شده است که از واقعیت به مجاز گذر کنیم یعنی به حالتی برسیم که در آن زمان و مکان درهم گره خورده اند .

تبیین اینترنت و مجازی سازی نیز با اندیشه های دلوز قابل فهم تر است . اینترنت نیز همانند ریزوم آغاز و پایانی ندارد و ماهیت آن بی وقفه تغییر می یابد . امکان ایجاد شبکه ای بی پایان را فراهم می آورد ، زیرا هر نقطه از آن می تواند به نقاط دیگر آن وصل شود . در عین آن که لایه لایه و وابسته به مکان است ، می تواند از جای خود بر کند ، به پیش رود ، و حلقه های پیوند و شبکه های ارتباطی جدیدی ایجاد کند .

اندیشه افقی که نیچه آن را باب کرد ودلوز به تشریح آن پرداخت، چشم اندازی زنانه را عنوان می کند. زنانگی به دنبال تولید است.
در حقیقت زنانگی تکثرگراست هم چون ریزوم و این تفکر مردانگی را از مرکزیت خارج می کند. زنانگی در حقیقت هم ترویج افقی گرایی است، وهم شادمانه زیستن را به دنبال دارد."ودر نهایت این که زن شدن یعنی زیستن به گونه ای دیگر وفلسفه باید از امکان زن شدن برای رسیدن به ساحت های دیگر تفکر سود جوید.“
ریزوم زایش را به دنبال دارد، چنان چه از مفهوم زنانگی نیز چنین بر می آید.
فضا و تعیین آن در حوضه کامپیوتر:
از آن جا كه معماري همواره پاسخ دهنده به نيازهاي مطرح شده بوده است اينك در عصر الكترونيك نياز ما به طراحي فضاهايي است كه در حوزه ديجيتال مطرح شده اند. همان گونه كه نياز عصر صنعت فضاهايي فراخ و گشوده و فارغ از ديوار باربر بود تا پاسخ گوي نيازهاي زاده شده آن همانند نمايشگاه ها و فرودگاه ها و ايستگاه هاي راه آهن و غيره باشد، معماري امروز نيز بايست جواب گوي فضاهايي مثل روم و چت رومها و اتاق هاي ميتينگ باشد و همين مسئله است كه باعث شده تا دكتر راك ول معماري Cyber Space را با واژه نياز روز مطرح كند.
اما اين جا يك سوال اساسي مطرح است و آن اين كه معماري همواره با مكان پيوند خورده و فضا كه جوهره معماري است به عنوان مكان و زمان پذيرفته شده است و فهم گرديده و حال Spaceكه با پيشوند Cyber در هم آميخته چگونه در ذات خود مكان و زمان را داراست؟ در حوزه ديجيتال مكان هويتي سيال مي يابد كه مي توان گفت كه در فضاي فاز بين صفر و يك جا و ناجايي سير مي كند و لذا بايد پذيرفت كه مفهوم فضا درآميخته شدن با سايبر تغيير يافته و ما شايد يك حيطه فعاليت و فضاي جديد هستيم كه در گذشته وجود نداشته است. در اين فضا زمان اهميت ويژه مي يابد
ماركوس نواك فضاي سايبر را فضايي تعريف كرده كه در آن فضا و زمان در هم ادغام گرديده اند.
تجربه در فضاي سايبر تجربه اي است ذهني و لذا ماهيت فضا در Cyber Space اداركي است اداركي كه بدون حضور فيزيكي شخص و تنها به مدد ذهن او صورت ميگيرد. فضاي سايبر محلي است براي قرار گيري اذهان مبادله افكار و تجارب ادراكي و لذا همچون ذهن ماهيت وجودي اش غير مادي است.
![]()
معماری مجازی:
معماری مجازی به مثابه طراحی مکان های کاربردی چندان شناخته شده نیست اکثر مکانهای مجازی توسط برنامه سازان خلق می شوند و نه آنگونه که ساختمان ها طراحی می شوند.
معماری مجازی چیست؟
معماری مجازی به معنای بازنمایی الکترونیکی طراحی معماری است.
پدیده معماری مجازی می تواند شامل دو هدف باشد :
1-شبیه سازی معماری کالبدی
2- خلق یک مکان مجازی کار بردی
شبیه سازی معماری کالبدی معمول ترین هدف آن است و به طور فزاینده ای برای تصویر سازی ،ادراک و ارایه طرح های معماری به کار می رود.
معماری مجازی را می توان رهیافتی بر تجسم و تحقق معماری کالبدی بر پایه فن آوری واقعیت مجازی دانست . و با نام های دیگری همچون معماری دیجیتالی ، معماری فرافضا ، معماری غیرخطی ، معماری متا و فضای سایبری (syber space) شناخته می شود .
مارکوس نواک میگوید:«معماری سیال در فضای سایبر یک معماری فاقد ماده است . معماریای است که با عناصر انتزاعیاش مدام در حال تغییر است و معماریای است که به موسیقی گرایش دارد.»
اگر ابداع پرسپکتیو را دررنسانس انقلابی اپتیکی جهت تحول در معماری بدانیم ، فن آوری شبیه سازی در دهه 1980 و واقعیت مجازی در دهه 1990 را می توان جهشي محسوب کرد که نقطه عطفی در به کارگیری ابزار و سلطه اش از آن به حساب می آید . این دیدگاه در آمدی بر پیدایش فرصت ها و مفاهیم جدید با تکیه بر رسانه ای جدید از آشکار گری هستی را
برچسبها:



