دوستان عزیزم پیشینه ی تاریخی یونان رو از سایت های مختلفی مطالعه کردم و اینجا سعی کردم یه
جورایی کل و چکیده ی مطالبو به نمایش بذارم به ادامه مطلب مراجعه کنید ..حتما از خوندنش لذت میبرین..
سرزمین اصلی یونان پیش از حمله ی اقوام شمالی (دورین ها) دارای تمدنی پیشرفته بود. در بخش شمالی
شبه جزیره ی یونان اقوامی از شاخه های آریا- اروپایی زندگی می کردند که طی سده ها از استب های
جنوب روسیه به این قسمت ها مهاجرت کرده بودند. ووو
وضعیت طبیعی و جغرافیایی یونان
سرزمینی که تمدن و فرهنگ یونان باستان در آن شکل گرفت، از جزایری تشکیل شده بود، که عبارت بودند از: یونان شمالی، مرکزی و جنوبی (پلوپرنز) و همچنین جزایری که در سواحل شمالی (تراس) و شرقی (آسیای صغیر) دریای اژه قرار دارند. به عبارت دیگر می توان چنین گفت که:
قسمت بزرگی از شبه جزیره ی بالکان که در جنوب اروپا قرار دارد در دریای مدیترانه پیش رفته ودر همین قسمت کشور یونان قرار گرفته است. بخش اعظم این شبه جزیره را کوه های صخره ای و پر شیب فرا گرفته که تنها در میان جلگه هایی که وسط این کوهها قرا دارند، اراضی حاصل خیزی مشاهده می شود.
موقعیت جغرافیایی و طبیعی در شکل دادن به اوضاع سیاسی اقتصادی و فرهنگی یونان نقش بسیار مهمی داشته است. زیرا همین وضعیت طبیعی موجب شده که در بخش های مختلف یونان، دولت شهر های کوچک مستقل تشکیل گردند که شرایط خاص طبیعی، یعنی از یک سو دریا و از سوی دیگر کوهستان های صعب العبور مانع از آن بودند که این دولت شهر ها مورد تهاجم قرار گیرند.
پیشینه ی تاریخی یونان
سرزمین اصلی یونان پیش از حمله ی اقوام شمالی (دورین ها) دارای تمدنی پیشرفته بود. در بخش شمالی شبه جزیره ی یونان اقوامی از شاخه های آریا- اروپایی زندگی می کردند که طی سده ها از استب های جنوب روسیه به این قسمت ها مهاجرت کرده بودند. این قبایل که "دورین" نامیده می شدند از نظر فرهنگی در سطحی پایین تر از میسنی ها یا ساکنان اصلی یونان بودند. در اواخر هزاره ی دوم پیش از میلاد این قبیله ها از شمال به سوی جنوب سرازیر شدند و سرانجام "پلوپونزه" دژهای مستحکم "مسین" را ویران نمودند. و بدین ترتیب تمدن مسین پایان یافت.
ساکنان یونان در همه جای شبه جزیره یا به اطاعت "دورین ها" در آمدند و یا به جزایر اژه و سواحل غربی آسیای صغیر کوچ نمودند. پس از این اتفاق در یونان چند قرن رکود هنری حکمفرما بود و حتی خط اولیه ی یونانی ها نیز به فراموشی سپرده شد. سپس در اواخر دوره ی هرمز، یونانی ها با نوع نگارشی جدید که از فینقی ها کسب کردند، آشنا شدند. یونانی ها حروفصدادار را به این حروف افزوده و الفبای خود را که مرکب از 24 حرف بود پدید آوردند.
تداوم تمدن یونان در واقع با تولد "دولت شهرها" یا "پولیس" ها آغاز گردید. شرایط خاص جغرافیایی یونان هر طایفه از اقوام "دوری" را به گونه ی مستقلی تقسیم نمود، در سواحل این کشورکه موانع طبیعی بزرگ ترین عامل استقلال دولت شهر ها بودند، رفته رفته تمدن باستانی یونان شکل گرفت. ارتباطات که صرفاً از طریق دریا امکان پذیر بود، این دولت شهرها را با فرهنگو تمدن دیگر جزایر و کشورهای حاشیه ی مدیترانه آشنا نمود، و از این طریق زمینه هایاقتصادی _ تجاری، ایجاد گردید. در برخورد با این تمدن ها و رونق اقتصادی، زمینه های رشد هنر طبیعت گرایی یونان روح و قوت گرفت.
شهر آتن، پایتخت یونان نزدیکی خلیج سالونیک در دشت اتیک از شهرهای مهم تاریخی جهان باستان و مرکز دانش و فلسفه و ادب بود. تاریخ آتن را افسانه های بسیار فرو پوشانده است اما از قرن هفتم ق–م وضع تاریخی آن روشن است.
در سال 683 ق–م سلطنت موروثی آن برچیده شد و تا سال 594 ق_ م سلن و ادخون ها حکومت کردند و از آن به بعد تا سال 510 ق_ م در دست جباران و از آن پس دارای حکومت دموکراسی بود. در سال 404 ق_ م این شهر به چنگ اسپارت ها و آنگاه به دست فیلیپ و اسکندر مقدونی در آمد،
در دوران عظمت حکومت روم، آتن یکی از ایالات روم بشمار میرفت و هر چه آتنی ها کوشیدند که عظمت آتن را باز یابند موفق نشدند. حتی این اقدام باعث گشت که در سال 86 ق_ م سولا آتن را تاراج کند. با این حال نفوذ معنوی و علمی آتن بر روم بیشتر بود. چنانچه این نفوذ حتی در زمان امپراطوری بیزانس رو به افزایش بود.
با سقوط دولت بیزانس، آتن به دست یکی از اشراف فرانسه افتاد و بالاخره در قرن 14 میلادی و اوایل قرن 15 یکی از خاندان های اشرافی فلورانس بر آتن حکومت می کردند و آتن تا حدی رو به رونق و ترقی بود تا این که در سال 1458 به چنگ دولت عثمانی افتاد و پیشرفت هایی که نصیب آن شده بود از میان رفت. حتی این شهر رو به انحطاط نهاد. ولی بعد از این که یونان استقلال یافت، آتن پایتخت یونان گردید و روز به روز بر ترقی و رونقش افزوده شد و کارخانه های جدید در آن به کار افتاد.
سقراط، سوفکل، اورپید، افلاطون، ارسطو، دموستون و اریستوفانوس در آتن ظهور کردند و خورشید تابان دانش را پرتو افشان جهانیان گردانیدند.
آثار بدیع و عظیم تاریخی بسیار در آتن باستان پا برجاست و هر ساله هزاران جهانگرد و مشتاق و شیفته ی آثار هنری تاریخی را به سوی خود می کشاند. برخی از ابن بناها عبارتند از: پارتنون، پروپالایا و ارختئوم در مجموعه ی آکرو پولیس.
تمدن یونان
جردن نویسنده انگلیسی می نویسد: داستان انسان مدرن از زمانی آغاز می شود که یونان پا به صحنه تاریخ می گذارد.
بطور کلی تمدن یونان در سه عنصر ثابت خلاصه می شود که عبارتند از: انسان، طبیعت، عقل. شناخت تمدن یونان، شناخت بخشی از تمدن جدید غرب است و شناخت این تمدن بدون آشنایی با تمدن شرق مدیترانه امکان پذیر نیست. زیرا بطوری که اشاره گردید, این تمدن سهم بزرگی در ایجاد تمدن و هنر یونانی داشته است.
کشف تئوری انسانی، یا انسانی که تفکر در هر موضوعی او را به شناخت و معرفت می رساند، موجب گردید که یونان از تفکرات جادویی و افسانه ای گذر نموده و به تفکر عقلانی گام نهد، و در این زمان بود که فلسفه و تاریخ نویسی و علم جانشین تفکرات قدیمی گردید. شناخت فرد و بهدنبال آن ارزش دادن به مقام او آزادی های فردی را پدید آورد. دموکراسی که پایه ی جمهوری یونان در پنج قرن شناخته شده بود، تنها فرم حکومتی بوده که در طول تاریخ تا انقلاب کبیر فرانسه به عنوان دموکراسی مستقیم و تصمیم گیری با وجود تمام محدودیت های آن شناخته شده است. در جهان بینی اومانیستی (انسان گرایی) یونان آنچه اهمیت داشته انسان بوده و انسان محور مقیاس همه چیز بوده است. علاوه بر همه ی این ها آنچه که در تفکرات یونانی انسان را از سایر موجودات متمایز کرده عقل اوست. طبیعت و زیبایی نیز در تمدن یونانی جایگاه خاصی داشته است. عوامل طبیعی و وجود طبیعت خاص یونان در شکل گیری آثار معماری و سایر هنرها نقش اساسی و تعیین کننده ای را بازی کرده است.
معماری عمومی یونان
یونانیان معمارانی کوشا و خستگی ناپذیر بودند. خانه های یونانیان باستان از هرگونه زیورهای خودنمایانه عاری بود. آنها پادشاهی درخور خانه های شاهانه نداشتند و مراسم مذهبی خویش را در فضای باز اجرا می کردند، ساختمان های بسیار مهم آنها نیز در آغاز به شکل زیارتگاه هایساده برای نگهداری از تندیس های خدایانشان ساخته می شدند و هر روز به ساختن اینساختمان ها توجه بیشتری معطوف می شد تا آنکه به احتمال قوی تصمیم گرفتند صفات هر خدا را در خود ساختمان ها یا زیارتگاه ها مجسم گردانند.
معبد رایج ترین و بهترین نوع شناخته شده ی معماری عمومی یونان است، معبد عملکرد یکسانی مانند کلیسای مدرن نداشت. معابد به عنوان ذخیره ی گنجینه های مربوط به آیین چند خدایی قرار می گرفت یا به عنوان مکان باستانی بت ها بود ولی از زمان فیدیاس (Pheidias) به یک کار هنری بزرگ تبدیل شد. معبد جایی برای زاهدان خدا بود و در آنجا مجسمه ها، کلاه خودها و اسلحه ی خود را به عنوان صدقه رها می کردند.
معابد اولیه از چوب ساخته می شدند و با گذشت زمان، شکل چوبی آنها تدریجاً دگرگون شد و مصالحی ماندگار چون سنگ آهک و گاه مرمر به کار گرفته شدند. مرمر گران بود ولی کوه های سنگ مرمر بسیار نزدیک بوند: هومتوس در شرق آتن با سنگ آبی – سفیدش، پنتیلیکوس در شمال شرق آتن با سنگ سفید براقش که مخصوصاً برای کنده کاری مورد استفاده قرار می گرفت، و جزایر آیگینا، مخصوصاً پاروس، که مرمرهای دارای کیفیت های گوناگون را به مقادیر بسیار زیاد در اختیار هنرمندان قرار می دادند.
از لحاظ جغرافیایی یونان شامل جزایر و مستعمره هایی درآسیای صغیر، ایتالیا و سیسیلی بود. دسترسی به سنگ از نوع مرمر برای مجسمه سازی و اعتقاد مذهبی به پرستیدن چندین خدا این امکان را برای خلق هنر و معماری مقدس بونان فراهم می آورد. معماری یونانی، معماری تندیسی است، به این صورت که معبد وسیله ای برای حکاکی کردن است. ریکز (Rihoikos) و تئودور (Theodora) به همراه یک مجسمه ساز و یک مهندس اولین سازندگان معبد یونانی در ساموس (Samos) بودند. ریکز، مجسمه ساز و برنز کار، کسی بود که امروز ما به آن آرشیتکت و طراح می گوییم و تئودور مهندس مشاور بود. نقش اصلی اشخاصی مانند ریکز و طراحان جزئیات معماری، طراحی سر ستون ها، کتیبه ها و قالب های تزیینی بود که سنگ تراشان برای ساختمان نیاز داشتند. مهندسان و سازندگان یونانی موفقیت های چشمگیری در خلق آثار سنگی به جای گذاشتند.
در کتاب "خلاصه ای از معماری غرب" جردن نویسنده ی انگلیسی می نویسد: یونانیان مذهبی و هدف معماریشان معبد بود.
معبد یونانی از لحاظ نقشه، شباهت نزدیکی به تالار بارگاه میسنی دارد و حتی در پیشرفته ترین شکل این معبد، سادگی بنیادی ساختمان تالار مزبور به چشم می خورد: یک اتاق تک یا دو اتاق تو در تو بدون پنجره با یک در (دو در برای مقصوره ی تو در تو ) و یک رواق با دو ستون بین دیوارهای پیش آمده (ستون های بین دو جرز)، یا ستون بندی خلفی (ستون بندی بی دیوار)، یا ستون بندی خلفی و قدامی، یا هر یک از این نقشه ها که به وسیله ی یک یا دو ردیف ستون بندی محاط شده باشند. فضای داخل معبد یا سلا (cella) به عنوان جا خزینه قرار می گرفت و معمولاً یک ردیف دیگر از ستون داشت.
پیکرتراشی نقش خود را در این تحول ایفا کرد، بدین معنی که تا اندازه ای در تزیین ساختمان ها، تا اندازه ای در بازگویی بخشی از صفات خدایی که نمادش درون معبد گذاشته می شد و تا اندازه ای نیز به عنوان یک پیشکش نذری مورد استفاده قرار می گرفت. اما یونانیان، خود ساختمان را نیز گونه ای پیکره می پنداشتند که شکلی انتزاعی دارد و از نیروی پیکره برای مجسم ساختن صفات انسانی برخوردار است. اهمیت نافذ معبد پیکره دار و نقش الهام بخش آن در زندگی همگانی را با برگزیدن نقطه ای مرتفع، غالباً بر فراز تپه ای مشرف یا مسلط به شهر (آکرو پولیس) برای ساختمانشان، مورد تأکید قرار می دادند همچنان که ارسطو تأکیدکرده است: " محل ساختمان معبد باید نقطه ای باشد که از همه طرف دیده شود و مقامفضیلت را حقاً بالا ببرد و بر پیرامونش تسلط داشته باشد." احترامی که یونانیان برای معبد و نبوغ پایه گذارانش قایل می شده اند، در این سخن افلاطون بازتاب یافته است: خدایان و معابد، به راحتی پیدا و ساخته نمی شوند و برپا داشتن آنها کار عقلی پر توان است"
از دیگر فرم های به کار رفته توسط یونانی ها تولوس (Tholos) یا معبد دوار است که بهترین نمونه ی آن تولوس تئودوریوس (Teodorios) در شهر دلفی است که برای پرستش آتنا (خدای فرزانگی و آموزش) اختصاص داده شده است و پروپالایا (propylon) که به منزله ی ورودی جایگاه های مقدس است. (که بهترین نمونه ی آن پروپالایا در آکروپولیس آتن است.) خانه های فواره ای که در آن زنان کوزه های خود را از یک فواره ی عمومی پر می کردند و استوا (stoa) که یک فضای بلند و کشیده و یک ردیف ستون در یک سمت است که این ردیف به عنوان مغازه در مراکز تجاری شهر های یونانی به کار گرفته می شد. نمونه ی کامل یک استوا، استوای آتولوس در آتن وجود دارد. شهرهای یونانی با اندازه های قابل توجه یک ژیمناسیوم (gymnasium) یا پالاسترا (palaestra) داشتند که یک مرکز اجتماعی برای شهروندان مرد بود. این فضاهای محصور شده به آسمان باز می شدند و فضایی برای مسابقات قهرمانی و ورزش بودند. در شهرهای یونانی همچنین نیاز به یک بولتریون (bouleterion) یا اتاق شورا بود. ساختمان بلند که به عنوان دادگاه و مکانی برای اجتماع شورای شهر استفاده می شد، زیرا یونانی ها از تاق و گنبد استفاده نمی کردند چرا که نمی توانستند با این روش ساختمان هایی با فضاها و دهنه های باز بسازند و بولترین ها ردیف هایی از ستون های داخلی بود که سقف را نگه می داشتند. هیچ نمونه ای از این ساختمان ها بر جا نمانده است. بالاخره، هر شهر یونانی یک (theatre) داشت که هم برای اجتماع های عمومی و هم اجراهای دراماتیک استفاده می شد. این نمایش ها از مراسم مذهبی ریشه می گرفتند و آنها تا قرن 6 ق_م مجسمه های کلاسیک خود را بهترین نوع فرهنگ یونانی می پنداشتند. تئاترها عموماً در مکان های تپه ای ساخته می شدند و ردیف های نشستن نیمه دایره به دور صحنه ی نمایش (orchestra) داشتند. پشت صحنه ی نمایش یک ساختمان کوتاه (skene) وجود داشت که به عنوان فضای ذخیره و فضای لباس پوشیدن و فضایی برای پشت صحنه سازی صحنه ی نمایش بود. تعدادی از تئاترهای یونانی تقریباً سالم مانده اند و مشهورترین آن تئاتر اپیداروس (epidaurus) نام دارد.
دوره های بررسی تاریخ هنر و معماری یونان
هنر و معماری یونان دارای فراز و نشیب های فراوانی در طول تاریخ بوده است. و بر همین اساس می توان هنر یونان را در چهار دوره و معماری را در سه دوره از آن مورد بررسی قرار داد.
الف) هنر دوره ی هندسی
ب) هنر و معماری دوره آرکائیک (کهن) 630 تا480 ق_ م
ج) هنر و معماری دوره کلاسیک 480 تا 330 ق_ م
د) هنر و معماری دوره هلنی 330 تا 27 ق_ م
اینک به بررسی معماری یونان در هر یک از دوره های فوق الذکر می پردازیم:
الف) هنر دوره ی هندسی
به آثار هنری پیش از دوره ی آرکائیک اطلاق می گردد که در آن بر روی سطوح ظروف سفالی از طرح های منظم هندسی استفاده شده است.
ب) معماری دوره کهن (آرکائیک)
در این زمان، دوره ی هندسی جای خود را به مرحله یا "شیوه ی خاور مآبی" دوره ی کهن داد. این مرحله، مرحله ی گذرایی بود و پس از آن عناصر تازه ای از هنر، با هنر اصیل یونانی پیوند خورده و شیوه ای جدید پدید آورد که سبب بنیان و پیشرفت هنر یونان گردید. این دوره را به نام "دوره ی کهن" نام گذاری کرده اند که از اواخر قرن هفتم پیش از میلاد آغاز شده و تا شروع جنگ های ایران و یونان در زمان خشایار شاه هخامنشی (480 ق م) ادامه داشته است.
در دوران آرکائیک و پیش از آن معماری یونانی خشت و سنگ و چوب است.
دوران آرکائیک دوران جنگ بین آتنی ها (شهرنشین) و اسپارت ها (جنگ آور، دریانورد و دامدار) است.
پیامد روابط جدید با شرق، ظهور پیاپی جانوران و هیولاهای مرکب متعلق به خاور زمین در سطح ظروف یونانی بود.
پیکر تراشی:
گرایش های تکامل پیکر تراشی در یونان درست همانند گرایش هایی است که در نقاشی سفالینه هاست. یعنی مرئی و قابل توصیف اند. پیکره های مفرغی پسر و دختر یونانی که در سال 680 ق م ساخته شده اند، سرآغاز دوره ی کهن است. جامه های بلند و مجلل این پیکره ها را می توان دلیلی بر ساخته شدن آنها در ایوانی دانست. زیرا در اینجا بود که دولت های ثروتمند یونانی، سلیقه و علاقه ی خاورمآبانه ی خود را در تزئینات گرانبها و پیکر شکوه در زندگی و هنر گسترش دادند.
پیکره سازی یونان فقط مختص پیکر تراشی جدای از معماری نیست، بلکه بخش عظیمی از پیکر تراشی این دوره جزو تزیین ساختمان معابد است، که به صورت نقش برجسته استفاده شده است.
بی شک آغاز جنگ های ایران و یونان تاثیری در توسعه ی هنر دوره کهن داشته است، گرچه از برخی جهات محدودیت هایی داشته اما با تحولی که به ویژه در شناخت مواد اولیه و استفاده از آن حاصل گردید، موجب تحولات و پیشرفت هنری این زمان شد هنرمند این دوره دقت خود را بیشتر صرف شناخت ماده ای نمود که با آن اثر هنری را پدید آورده است و بر اساس سنت حاکم بر جامعه خود را در قید و بند ساختن نمونه ها و انواع محدود هنری گرفتار کرده و در حقیقت بیشتر به الگو سازی پرداخته است.
معماری:
در دوره ی کهن دو مسیر هنری در شهرهای تحت نفوذ یونانی ها برقرار بود، یکی هنر دوریک که مشخص، بارسمیت و باصلابت و بی پیرایه در سرزمین یونان قرار داشت و دیگری شیوه ی هنری یونیک که دارای ظرافت بیشتر و خاص خود بود و در ناحیه ی آتیکا بود و پایتختش آتن واقع در کناره ی جنوب شرقی. سرزمین مرکزی یونان و جزایر اطراف آن در دریای اژه و همچنین بخش غربی آسیای صغیر، آن زمان مجزا بود. آثار معماری این دوره با استفاده از قطعات سنگ های تراشیده شده و بدون ملات ساخته شده اند که در مرحله ی اولیه در ساخت معابد از چوب برای ستون ها و پوشش سقف ها و آجر برای دیوار و سنگ صرفا برای پی ساختمان استفاده شده است. معابد کوچک و ساده بودند و کم کم فرم اصلی خود را یافتند. از قدیمی ترین معابد این دوره می توان از "معبد هرا" در "آلیمپ" یاد کرد که به شیوه دوریک و در سال 600 ق م ساخته شده است. ابعاد آن 5/18* 50 متر و بلندی ستون های آن 40/5 متر است. سقف شیروانی آن سفالی است. در داخل مقصوره دو ردیف ستون قرار دارد، و از خشت و سنگ و بویژه در پی از سنگ های نتراشیده استفاده کرده اند.
معبد "آپولو" در شهر "کورینت" یکی از بناهای قدیمی یونانی است که هنوز بعضی از ستونهای آن به جا مانده است. معبد به شیوه ی دوریک کهن و در قرن ششم ق_م ساخته شده است. در این بنا ارتفاع ستون های دوریک کوتاه و هنوز در مرحله ی آغازین بوده است. بالشتگ سر ستون نیز از این وضعیت تبعیت کرده است.
ج) هنر و معماری دوره ی کلاسیک
این عصر دوران ثبات و شکوفایی تمدن و هنر یونان است. قرن پنجم و چهارم را باید بهترین ایام تحول و تکامل معماری یونان به شمار آورد. این دوره ی با عظمت، پس از پیروزی های درخشانی آغاز، و با اقدامات کشور گشایانه ی اسکندر مقدونی پایان پذیرفت. این فصل از حیات یونان نتیجه و مولود دوران باستانی و مقدمه ی دوران هلنیستی بوده است. دوران کهن با آن که دوران کار و ابتکار محسوب می شد، ولی آثار جوانی و ناآزمودگی از آن هویدا بود. در دوران هلنی که از لحاظ انتشار تمدن در دنیا اهمیت شایانی یافت علائم پیری و مهجوری در آن به چشم می خورد، در صورتی که در فاصله ی میان این دو دوره یعنی در دوره ی یونان کلاسیک جز موازنه، اعتدال و هماهنگی چیزی دیده نمی شود.
هنر دوره ی کلاسیک که چکیده ی تاثیرات اجتماعی و مذهبی یک ملت است در نهایت کمال و پختگی عرضه شده و در هنرهای باستانی جای ویژه ای را به خود اختصاص داده است. یونانیان موفقیت و پیروزی های خود را در جنگ ها مرهون خدایآن می دانستند و همین مسئله درهنر و معماری سرزمین شان کاملاً محسوس است.
در عصر کلاسیک با اینکه پس از جنگ های ایران و یونان پیشرفتی در هنرها حاصل شده بود اما با عبور از مرحله ی گذرا یونانیان در جوانب مختلف هنر به ویژه در معماری و پیکر تراشی فعالیت های چشمگیری را آغاز کردند. هنرمندان این عصر پدید آورندگان آثاری شدند که نه پیش از آن و نه در عصر هلنی به آن دست نیافته بودند.
مرکز فعالیت های هنری این دوره در شهر آتن بوده است. آتنی ها که گرد آوری تکه سنگ های پراکنده ی آکروپولیس آتن را پس از ویرانی شهر در سال ۴۸۰ ق_ م کسر شان خود می دانستند، به رهبری پریکلس نیرو و استقلال جدیدشان را با باز سازی کامل آکروپولیس که در واقع یکی از بزرگ ترین پروژه های ساختمانی جهان باستان تا پیش از روزگار رومیان بود، به جهانیان نشان دادند. پلوتارک یکی از مورخین یونانی در ۵۰۰ سال پس از باز سازی آکروپلیس می نویسد: "کارهای پریکلس مخصوصاً از این لحاظ ستودنی اند که شتابان ساخته شده اند. برای آنکه قدرت های جدید دوام بیاورند زیرا هر کار خاصی که او انجام می داد بی درنگ حتی در آن زمان که تازگی داشته به عنوان کاری باستانی شناخته می شد و دلیلش زیبایی و ظرافت آن کار بود و با این حال کار مزبور از لحاظ نیرو و تازگیش، امروز نیز چنین است. که گوئی تازه انجام شده است. در آن کارها گونه ای شکفتگی و تازگی وجود دارد که غبار گذشت زمان را از چهره شان می زداید."
از دوران کلاسیک معماری یونانی به معماری سنگی تبدیل شد.
پیکر تراشی:
در دوره ی کلاسیک به ویژه در قرن پنجم در پیکره سازی سه شیوه و سبک هنری پدیدار شد:
الف) شیوه هنر جدی (۴۸۰_ ۴۹۰ ق م)
ب) شیوه ی هنری تکامل یافته (۴۳۰_ ۴۶۰ ق م)
ج) شیوه ی هنری فوق العاده (۴۰۰_ ۴۳۰ ق م)
از دست آوردهای هنر پیکر سازی این دوره می توان از متوپ های حجاری شده و پر تحرک معبد زئوس در المپیا و معبد پارتنون در آتن و بناهای یادبود "گول باشی" در ترکیه ی امروز یاد کرد. به همین دلیل است که عصر کلاسیک را دوره ی پیکره سازی و معماری دانسته اند. هر چند که تمامی این پیشرفت های چشمگیر بی تاثیر از مسائل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و مذهبی جامعه ی یونان نبوده است، نقش مذهب و رابطه ی آن با هنر در این دوره تضعیف می گردد و آثار دنیوی در مقابل آثار مذهبی افزایش می یابد. اما مذهب به حیاتش ادامه می دهد. هر چند که هنر دیگر خدمتگزارش نیست.
معماری:
معماری دوره کلاسیک به رهبری و پشتیبانی فیدیاس معمار و پیکر تراشی که در دولت یونان مقام وزیر هنر را داشت، به اوج و رونق خود رسید. با اینکه درباره ی معماری این دوره نوشته ها بسیار است، ولی باید به چند بنای مهم اشاره کرد. شهر آکروپولیس یا ارگ آتن که بر روی تپه ای ساخته شده از اقدامات بزرگ معماری این دوره است.
معبد "پارتنون" به سرپرستی "فیدیاس" و دو معمار دیگر، معبد الهه ی "آتنا"و معبد "ارختئوم" و چند بنای دیگر هم بر بلندای آکروپولیس ساخته شده اند.
معماری این دوره از جنبه های فنی پیشرفت های شایانی کرد. سنگ های مورد استفاده ی دیوارها به طور کامل تراش خورده و با بست های فلزی با دقت بسیار نسبت به دوره ی کهن در کنار هم قرار گرفتند نصب سفال های بام پوش نیز بر همین منوال پیشرفت نمود. ساختمان معابد دارای پلان سه بخشی بود که مشتمل بود بر ۱ـ رواق ورودی (پیشخان) ۲- تالار (اتاق) قرار گاه پیکره ی الهه ۳- پستو برای نگهداری نذورات.
پلان اصلی بناها چهار گوش بود، به جز چند پرستش گاه که با نقشه ی مدور ایجاد شده و دور ستونی بودند که بهترین نمونه ی این گونه بناها معبد "تولوس" است که در شهر دلفی قرار دارد.
به جز معابد و ساختمان های رسمی در این دوره شهر سازی نیز پیشرفت نمود و انواع بناهای عمومی مانند: تالارهای اجتماعات به شکل آمفی تئاتر گذرگاه های سر پوشیده و ستون های یادبود در خیابان ها، ورزشگاه ها و باشگاه های پرورش اندام پهلوانان، میدان های دو و اسب سواری با ردیف جایگاه های پلکانی برای تماشاگران که این گونه آمفی تئاترهای سر گشاده بر شیب تپه و گرداگرد میدان ورزش ساخته می شد.
د)هنر و معماری دوره ی هلنی
برای نخستین بار یک تاریخ دان آلمانی در سال ۱۸۳۶ میلادی واژه ی "هلنیسم" را بکار برد، و پس از آن این نام به دوره ای از تاریخ سیاسی و فرهنگی و هنری یونان که مشخصه ی آن پدید آمدن دولت ها در مناطق امپراتوری یونان پس از مرگ اسکندر بود، اطلاق گردید. این دوره از سال۳۳۰ ق_م تا ۲۷ ق_م تداوم یافت. محدوده ی جغرافیایی هنر هلنی از شمال تا جنوب روسیه، از شرق تا هند و از جنوب مصر و شمال آفریقا و از طرف غرب کناره های مدیترانه، فرانسه و اسپانیا بوده است. شهر تاکسیلا در پاکستان جزو آثار دوره هلنی است.
پیروزی اسکندر مقدونی موجب گسترش تمدن و هنر یونان به سایر نقاط گردید. تا آنجا که نیمی از جهان آن روز را زیر سلطه ی خود قرار داده بود. این گسترش روز افزون موجب گردید که هنر اصیل یونان، تعمیم و اعتبار خود را از دست بدهد و در اغلب موارد منحصراً برای عظمت مادی و شکوه و جلال کاخ های حاکمان مقتدر به کار رود و از طرفی این دوره از نظر هنری و فرهنگی تحت نفوذ عناصر فرهنگی و هنری مشرق زمین قرار گرفت و به این ترتیب هنری متبلور گردید که آن را "یونانی مابی" (هلنیسم) نام نهاده اند. البته برخی از پژوهندگان معتقدند که هنر
برچسبها:



