من آیین مهرگان رو به عنوان تحقیق درس ادبیات از یک سایت معتبر زرتشتی تهیه کردم که منبع اون رو
هم در ادامه مطلب میگذارم

|
«مهرگان»؛ جشن بزرگ مهرورزی ايرانيان و.............................
|
|
|
مهرگان،جشن عشق جشن پيروزی کاوه بر ضحاک
|
|
|
بوذرجمهر پرخیده :
|
|
روز «مهر» از ماه مهر و جشن«مهرگان» است. روز رهایی از بیداد ضحاک و جشن پیروزی آزادیخواهان ایرانیان است. روز برداشت، روز سپاسگزاری از دادهها و کشت پاییزی و برابری روز و شب و میزانی تاریکی و روشنایی است.
ایرانیان هزارههاست که این جشن را گرامی میدارند و از جشنهای بزرگ سال، پس از «نوروز» به شمار میآورند و با شکوهترین آیینها را در جشنهای شش روزه مهرگان برگزار میکنند. فلسفه آیینهای مهرگان سپاسگزاری و نماز به درگاه خداوند برای دادههای اهورایی و پایبندی به دوستی و مهربانی میان انسانها است.
مهرگان جشني بزرگ
مهرگان یکی از جشنهای بزرگ و دیرینه ایرانیان است. این جشن به هنگام اعتدال پاییزی برگزار میشود. زادن خورشید در روز نخست مهر ماه، نمادیست از بودن آفتاب عالم تاب در برج میزان.
ایرانیان براى هر پدیده طبیعی درخور ستایش، جشن (= نیایش همگانى و سپاسگزاری از اهورامزدا) برگزار مىكردهاند. یکی از این پدیدهها، برابری روز و شب است که نقطههاى اعتدال بهاری و پاییزی نامیده میشوند و پدیده دیگر، گذر از نقطه اعتدال و رسیدن زمین به جایی که طول روز با شب به بلندترین اندازه خود مىرسند ( نقطههاى انقلاب تابستانی و زمستانی). در دو نقطه اعتدال بهاری و پاییزی، جشن هاى نوروز و مهرگان، و در نقطههاى انقلاب تابستانی و زمستانی به ترتیب ، تیرگان و دیگان (یلدا) برگزار میشده است.
دو جشن تیرگان و مهرگان مناسبتی حماسی و ملی نیز دارند و هر دو یادآور نجات و رهایی مردمان این سرزمیناند.
در تیرگان؛ مرزهای ایران را كه در پی شكست از توران میرفت تا به تنگی دل مردمانش بیانجامد، پرتاب تیری كه از جان آرش نیرو میگرفت به فراخی رسانید. و در مهرگان پایههای سلطنت ضحاك ماردوش كه ماران شانههایش از مغز جوانان خورش میكردند، با فریاد دادخواهی كاوه آهنگر لرزیدن گرفت و با افراشته شدن درفش كاویانی و خیزش ایرانیان به رهبری فریدون، هزار سال ستم و بیداد ضحاك تازی به پایان رسید.
برابري روز و ماه
در ایران باستان روزهای ماه هر کدام نام ویژهای داشتند و هرگاه نام یکی از این روزها با نام ماه برابر می شد، آن روز را جشن می گرفتند. روز مهر از ماه مهر: جشن مهرگان؛ برابر با دهم مهرماه در گاه شماری امروز ایرانی. از سال 1304خورشیدی که پنج روز پنجه (خمسه) از پایان سال برداشته و شش ماه نخست، 31 روزه شد، روز آغاز جشن مهرگان دهم مهرماه شد و تا شانزدهم مهرماه ادامه یافت. «جشن مهرگان»، مانند نوروز بزرگ ترین جشن ایرانی بوده است. این جشن از روز مهر ایزد آغاز شده و شش روز، تا رام ایزد، دنباله داشته است. دو مهرگان
روز آغاز جشن مهرگان، مهرگان همگانی (عامه) و روز انجام، مهرگان ویژه (خاصه) نام دارد. در گاه شماری باستانی ایران، سال به دو پاره بخش می شده: تابستان و زمستان، که جشن نوروز، جشن آغاز تابستان و مهرگان، جشن آغاز زمستان بوده و از این رو این دو جشن با هم برابری می کرده اند. چنان كه ابوریحان بیرونی در «آثارالباقیه» آورده است: «... ما در عهد زرتشتی بودن میگفتیم، خداوند برای زینت بندگان خود یاقوت را در نوروز و زبرجد را در مهرگان بیرون آورد و فضل این دو روز بر روزهای دیگر مانند فضل یاقوت و زبرجد است بر جواهرهای دیگر ...». و نیز در«آثارالباقیه» آمده است: «… و برخی مهرگان را بر نوروز برتری دادهاند چنانكه پاییز را بر بهار برتری دادهاند...»
مهرگان روز پیروزی کاوه آهنگر قهرمان جاوید ایران زمین بر ضحاک پادشاه ستمگر و به غل کشیدن او به کوه دماوند است. همچنین آمده است که در این روز یزدان به جهان که تا آن زمان تاریک بود نور بخشید و در این روز مشی و مشیانه (نخستین زن و مرد) آفریده شدند. به هر صورت در دوره هخامنشیان کلمه مهر بارها بر قلب سنگها حکاکی شد تا پیغامی برای آیندگان باشد.
در این میان حتا اگر از استورهی كاوه آهنگر كه درفش دادخواهی و ستمستیزی ایرانیان است چشمپوشی كنیم و پیوند مهرگان با میترا و مهر را هم كه نشان از پیشینهی این جشن كهن دارد نادیده بگیریم، همزمانی آغاز فصل برداشت كشاورزان با مهرگان ، بر مردمیبودن این جشن كهن گواه است و از طرفی اینكه مهرگان آغاز اعتدال پاییزی را نوید میدهد همانگونه كه نوروز پیامرسان اعتدال بهاری است، این دو جشن كهن را همانند دو روی سكهی فرهنگ ایران مینمایاند. باشد كه مهرگان را بیش از این گرامی بداریم.
مهرگان، جشن طبيعت
در واقع جشن مهرگان جشنی وابسته به طبیعت است که از الهه مهر پارسیان و الهه عشق و دانایی الهام میگیرد. این جشن در فصل برداشت محصول برگزار می شده که جشن "مهرگان" یا جشن کشت پاییزی خوانده میشود.
شبانان و کشتکاران گرد هم حلقه زده و مهرگان را جشن می گیرند. سپاس خویشتن را به درگاه اهورامزدا می رسانند و با سرودهای شیوا،«مهر»، ایزد نگهدارنده دشت ها و خرمن ها و ستوران را به همپایی در پایکوبی فرا می خوانند. به دیگر سخن،«مهرگان» جشن دهقانان و شبانان زحمتکش دیار ما بوده است در دل تاریخی دور و دراز. درو پایان می گرفت و محصول دست انسان گرامی داشته می شد. جشن مهرگان براى همه مردم به ویژه كشاورزان ارزش ویژه ای داشته است. چون در آغاز پاییز آنان غلات و حبوبات و میوه هاى خود را برداشته و دوران آرامش را در پیش داشتند، بر این پایه در این روز به سپاسگزارى پروردگار جهان مى پرداختند.
پیدایش مهرگان
پیشینه جشن مهرگان به اندازه دیرینگی ایزدش، «مهر» است و تاجایی كه بن نوشت های موجود نشان میدهند، این جشن ــ دست كم ــ از دوران فریدون پیشدادی آغاز شده است. شاهنامه فردوسی به روشنی از پیدایش این جشن در دوران پادشاهی فریدون سخن گفته است:
فریدون چو شد بر جهان كامکار / ندانست جز خویشتن شهریار
به رســم کیان تاج و تخت مهی / بیاراست با کاخ شاهنشهی
به روز خجسته ســر مهر ماه / به سر برنهاد آن كیانی كلاه
زمانه بی اندوه گشـت از بدی / گرفتند هر کــس ره بـخردی
دل از داوری هـا بپرداخـتـنـد / به آیین، یکی جشن نو ساختند
نـشـسـتـنـد فرزانگان شادكام / گـرفتند هـر یک ز یاقوت جام
می روشن و چهره شاه نو / جهان نو ز داد از سرِ ماه نو
بـفـرمـود تا آتش افـروخـتـنـد / همه عنبر و زعفران سوختند
پـرسـتـیـدن مهرگان دیـن اوسـت / تنآسانی و خوردن آیین اوست
كنون یادگارست ازو ماه مهر / به كوش و به رنج ایچ منمای چهر
مهر چيست
«مهر» (میترا) در پارسی مفهوم «فروغ، روشنایی، دوستی، پیوستگی، پیوند و مهربانی» را می دهد و ضد دروغ، دروغ گویی، پیمان شكنی و نامهربانی است. جالب است که بدانید در زبان پارسی، واژه «دروغ» ازسه هزار سال پیش تغییر نکرده و تلفظ اولیه آن «دروگ» بوده است. پیش از هخامنشیان، جشن مهرگان را «بغ یادی» (یاد خدا یا روز سپاسگزاری از خدا) می گفتند. «بغداد» (خدا آن را داده ) نام درختستانی در نزدیكی تیسفون پایتخت اشكانیان و ساسانیان بود كه پس از گذشت زمان به صورت شهر درآمد و پایتخت عباسیان شد.از این رو مردم همه كشورها، ایرانیان را مهربان ترین، باگذشت ترین و میهمان نواز ترین مردم جهان می دانند. عمر خیام نیشابوری كه تقویم خورشیدی را تنظیم كرده، درباره مهر ماه و جشن مهرگان گفته است: «این ماه را از آن مهرماه گویند كه مهربانی بود مردمان را بر یكدیگر، از هر چه رسیده باشد، از غله و میوه نصیب باشد، بدهند و بخورند با هم.».
مهر میانجی بین تاریکی شب و روشنی روز، میانجی میان دل ها، نگه دار پیمان ها، پاسدار عشق و دوستی و ایزدی از ایزدان محبوب ایران باستان، واسطه میان خالق و مخلوق و گواه راستگویان و کیفر دهنده عهد شکنان است.
مهرگان جشن پاسداریِ پیمانهای اجتماعی است. یعنی جشن «انسان». موجودی که هویت ممتاز خود را در گرو همین پاسداری یافته است. اگر نوروز را روز «زمین» نامیدهاند، چنانچه مهرگان نیز به اندازهی نوروز شهرت مییافت هیچ دور از انتظار نبود که آن را روز «انسان» بخوانند. بیتردید انسان و پیمان های او در زمان های کهن به ویژه در جاییکه زادگاه تاریخی کشاورزی است، با محصول و جانورانی که پیرامون زندگی کشاورزان هستند در هم میتند. زمان مهرگان نشان از این نکته دارد.
جشن «میتراکانا» هخامنشی
نشانه هایی از برگزاری جشن مهرگان در زمان هخامنشیان در نخستین روز از ماه مهر وجود دارد. در گزارشهای مورخان یونانی و رومی از این جشن با نام «میثْـرَكَـنَـه/ میتراكانا» یاد شده است. نام ماه مهر در كتیبة میخی داریوش در بیستون به گونة «باگَـیادَئیش» (= باگَـیادی/ بَـغَـیادی) به معنای احتمالی «یاد خدا» آمده است.
كتسیاس، پزشك اردشیر دوم پادشاه هخامنشی، نقل كرده است كه در این جشن ایرانیان با پوشیدن ردای ارغوانی رنگ و همراه با دستههای نوازندگان و خنیاگران به رقصهای دستهجمعی و پایكوبی و نوشیدن میپرداختهاند. فیثاغورث در سفرنامه منسوب به او، شرح میدهد كه پرستندگانِ ستارهای درخشان كه آنرا میترا مینامیدند، در غاری تاریك كه چشمه آبی در آنجا جریان داشت و نقش صورتهای فلكی بر آنجا نصب شده بود، حاضر میشدند و پس از انجام مراسم گوناگون (كه نقل نكرده)، نانی میخوردند و جامی میآشامیدند.
آنگونه كه از گفتار ثعالبی در «غُرَر اخبار ملوك فُرس و سیرِهم» دریافته میشود، گمان میرود که در زمان اشكانیان نیز جشن مهرگان با ویژگیهای عصر هخامنشی برگزار میشده است.
مهرگان پس از ساسانیان
در نظم و نثر پارسی، درباره جشن مهرگان گفت وگو و اشاره آمده است. پس از ساسانیان، در آن روزگاران پر آشوب که نابسامانی و پریشانی در ایران گسترش پیدا کرده بود، ایرانیان، همچنان، آیین های گذشته را نگه داشتند و در هنگام آزادی، این آیین ها به آشکاری و روشنی و فر و شکوه برگزار می شد و در زمانی که سختگیری تازیان در این باره با لا می گرفت، به گونه ای پنهان آیین های برگزار می شد.
بیرونی در «التفهیم» می نویسد:«... در روز مهرگان فرشتگان به یاری كاوه آهنگر شتافتند و فریدون به تخت شاهی نشست و ضحاك را در كوه دماوند زندانی كرد و مردمان را از گزند او برهانید ...». و «... اندرین روز، آفریدون ظفر یافت بر بیورسب جادو، آنك معروف است به ضحاك و به كوه دماوند بازداشت و روزها كه سپس مهرگان است همه جشنند، بر كردار آن چه از پس نوروز بُوَد...». گردیزی در کتاب «زین الاخبار» درباره مهرگان می نویسد: «این روز مهرگان باشد و نام روز و ماه همراهند و چنین گویند که اندر این روز آفریدون بر بیوراسب که او را ضحاک گویند، پیروز شد و او را اسیر کرد و او را بست و به دماوند برد و در آن جا وی را زندانی کرد. مهرگان بزرگ و برخی از مغان چنین گویند که این پیروزی فریدون بر بیوراسب، رام روز بوده است». اسدی توسی نیز در گرشاسبنامه از چرایی پیدایش مهرگان چنین گزارش میدهد:
فریدون فرخ به گرز نبرد / ز ضحاك تازی برآورد گرد
چو در برج شاهین شد از خوشه مهر / نشست او به شاهی سر ماه مهر
بیرونی كه به سختكوش و پركاری نامدار است، گویا بایسته میداند كه در مهرگان و نوروز بیاساید، آن گونه كه «شهروزی» در مورد وی گوید: «… دست و چشم و فكر او هیچگاه از عمل بازنماند، مگر به روز نوروز و مهرگان.»! رودکی درباره مهرگان چنین سروده است:
ملکا جشن مهرگان آمــــد / جشن شاهان و خسروان آمــد
جز به جای ملهم و خرگاه / به دل بــاغ و بـــوسـتـان آمـــد
مورد برجای سوسن آمـــد بــاز / می بر جای ارغوان آمــــد
تو جوانمرد و دولت تو جوان / می بر بخت تو جوان آمـد دقیقی در بیتی میگوید:
مهرگان آمد جشن ملک افریدونا / آن کجا گاو بپروردش برمایونا
مهرگان در تاريخ
ابوالفضل بیهقی، جشن مهرگانی را گزارش می کند که در روزگار مسعود غزنوی برگزار شده: «... به جشن مهرگان بنشست و چندان نثارها و هدیه ها و طرف و ستور آورده بودند که از حد و اندازه بگذشت و سوری صاحب دیوان بی اندازه چیزها فرستاده بود، نزدیک درش تا پیش آورد، همچنان نمایندگان بزرگان پیرامون چون خوارزمشاه آلتونتاش و امیر چغانیان و امیر گرگان و کشورهای قصدار، مکران و دیگران بسیار چیز آوردند و روزی با نام بگذشت».
به روایتی تاجگذاری اردشیر پاپكان، برابر با جشن مهرگان بوده است. در این روز موبدموبدان سفره ای که در آن لیمو، شکر، نیلوفر، سیب، به، انار، و یک خوشه انگور سفید و هفت شاخه مورد گذاشته بود، واج گویان(همراه با آوای اوستا) نزد شاه می آورد. ابوریحان بیرونی در این باره می نویسد:«... گویند مهر، نام خورشید است و در چنین روزی پدیدار گشته، از این رو، نام مهرگان را به او نسبت داده اند. پادشاهان در این روز تاجی به شکل خورشید که در آن دایره ای مانند چرخ چسبیده بود بر سر می گذاشتند.
مهرگان در ميان همه مردم
در کتاب «تلمود»، از کتاب های مقدس یهود هم از جشن مهرگان سخن رفته است و این نشان میدهد که این جشن در بسیاری از سرزمین های دنیای باستان برگزار میشده است. واژه «مهرجان» که معرب شده مهرگان است، اکنون در بسیاری از کشورهای عرب زبان حاشیه خلیج فارس و برخی از کشورهای شمال آفریقا به مفهوم جشنواره (فستیوال)، كاربرد دارد و وارد زبان و قلمرو فرهنگی كشورهای عربزبان شده است، و این نشانه دیگری از فر و شكوه این جشن باستانی است.
ایرانیان از دیرباز كوشیده اند كه كارهای مهم را از مهر ماه آغاز كنند، از جمله ازدواج و تشكیل زندگانی خانوادگی. به نوشته مورخان یونانی، به دستور داریوش بزرگ بود كه دبستان های ایران از مهر ماه آغاز به كار كرده اند و انتشار همین نوشته ها سبب شد كه در سراسر جهان آغاز سال تحصیلی از 10 شهریور تا 10 مهر قرار داده شود. این مورخان نوشته اند كه در دبستان ها كه ویژه پسران ایران بود به كودكان می آموختند كه نیرومندی و شکوه میهن و نگه داری از فرهنگ و تمدن ایران بستگی به آن دارد كه با هم باشند و ارتشی شكست ناپذیر داشته و همواره آماده دفاع از سرزمین شان باشند. داریوش بزرگ حكومت خود را از مهر ماه آغازكرد. مهستان (سنای ایران در برابر سنای روم) كه ازسال 137 پیش از میلاد آغاز به كار كرد، فعالیت سالانه اش را روز پس از جشن مهرگان از سر گرفته بود. در روزگار پهلوی ها نیز گشایش سال پارلمانی ایران از مهر ماه شد. مورخان یونان، روم و یهود درباره مهرگان فراوان نوشته اند و بی گمان همین نوشته ها سبب شد که جورج واشنگتن نخستین رییس جمهوری آمریكا روز Thankgiving (شكرگزاری) را در همین روز تعیین كرد كه هفت دهه بعد آبراهام لینكلن آن را با آخرین پنجشنبه ماه نوامبر جا به جا ساخت، ولی كانادایی ها مراسم شكر گزاری را همچنان در پایان فصل برداشت محصول (در مهرماه) برگزار می كنند.
جشن مهرگان امروزی
زرتشتیان هر سال جشن مهرگان را با شکوه هر چه تمام تر برگزار می کنند. چند روز مانده به پاییز با خانه تکانی به پیشباز پاییز و مهرگان می روند، در روز مهر از ماه مهر جلوی در خانه ها را آب پاشی و جارو کرده و پس از آن با رفتن به نیایشگاه ها و گردهم آمدن با تهیه خوراک های سنتی از یکدیگر پذیرایی می کنند و با سخنرانی، سرود و شعر و دکلمه جشن مهرگان را با شادی برپا می کنند. در برخی روستاهای کشور جشن مهرگان همراه با اجرای موسیقی سنتی همراه است. بدین گونه که در روز پنجم پس از مهرگان گروهی از اهالی روستا که بیشتر آنان را جوانان تشکیل می دهند در تالار مرکزی یا نیایشگاه مرکزی روستا یا سرچشمه و قنات، گرد هم می آیند و «گروه ساز» را تشکیل می هند، هنرمندان روستایی نیز با سُرنا و دف گروه را همراهی می کنند، آن ها با هم حرکت کرده و از یک سوی روستا و از نخستین خانه مراسم بازدید از اهالی روستا را آغاز می کنند و با شادی وارد خانه ها می شوند، کدبانوی هر خانه مانند همه جشن های ایرانی نخست آینه وگلاب می آورد و اندکی گلاب در دست افراد ریخته و آینه را در برابر چهره آن ها نگه می دارد و سپس آجیل«لُرَک» را همه گروه پخش می کند و همراه با شربت و شیرینی پذیرایی می شود. آن گاه یکی از افراد گروه ساز که صدایی رسا دارد نامهای کسانی را که پیش از این در این خانه سکونت داشته و درگذشته اند، باز می گوید و برای همه آن ها آمرزش و شادی روان آرزو می کند. سپس بشقابی از لرک را در دستمال بزرگی که بر کمر بسته می ریزند و از خانه بیرون می آیند و به خانه بعدی می روند. چنان که در خانه ای بسته باشد، برای لحظه ای بیرون خانه می ایستند و با بیان نام های درگذشتگان این خانه بر روان و فروهر آن ها درود می فرستند. برخی از خانواده ها نیز پول و میوه برای استفاده در جشن مهرگان به گروه می دهند و برخی دیگر نیز نوعی نان مخصوص به نام «لووگ» درست می کنند و گوشت های بریان شده که به قطعات کوچکی تقسیم شده است، همراه با سبزی داخل نان قرار داده به گروه می دهند. پس از پایان مراسم در نیایشگاه، موبد یا کدخدا، آجیل، میوه و نان و گوشت و سبزی جمع آوری شده را در میان شرکت کنندگان پخش می کند. مردم تا آن جا که امکان دارد با لباس های ارغوانی گرد هم آمده و به پایکوبی و شادی می پردازند.
مهرگان در سراسر ايران
همچنین، امروزه در بسیاری از جاهای ایران، مردم بدون اینکه بدانند برای مهرگان خود را آماده می کنند.
امید اینکه امسال نیز مثل هر سال ایرانیان در همه جای دنیا پیام مهرگان را با شعر و موسیقی و رنگ و نور بر قلب جهانیان بنگارند، تا همه دوباره عاشق شویم زندگی را، و خدارا .
آغاز سال نو کشاورزی در هنگام اعتدال پاییزی با نظام زندگی مبتنی بر كشاورزی ایرانیان بستگی كامل دارد. میدانیم كه سال زراعی از اول پاییز آغاز و در پایان تابستان دیگر خاتمه میپذیرد. قاعدهای كه هنوز هم در میان كشاورزان متداول است و در بسیاری از نواحی ایران جشنهای فراوان و گوناگونی به مناسبت فرارسیدن مهرگان و پایان فصل زراعی برگزار میشود. در این جشنها گاه ترانههایی نیز خوانده میشود که در آنها به مهر و مهرگان اشاره میرود. سال گذشته سازمان میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری مازندران ، مراسم جشن خرمن مهرگان را در شهرستان بهشهر برگزار كرد. این جشن پرشور و باستانی توسط انجمن دوستداران میراث فرهنگی «هوتو» با همكاری سازمان میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری مازندران ، اداره تربیت بدنی شهرستان بهشهر ، شهرداری و شورای شهر «رستمكلا» در گوهرتپه بهشهر برگزار شد. مسوول فرهنگی ، هنری همایش و مدیر انجمن دوستداران میراث هوتو ، هدف از برپایی این مراسم را شكرگزاری به درگاه ایزد یكتا عنوان كرد و گفت : در آیین زرتشت ، مردمان كار و زراعت ، به شكرانه برداشت محصول و آرامش از سیرمانی خانواده تا سال زراعی دیگر ، جشنی را برپاداشته و سفره بركت خویش را در دشت میگستراندند. وی افزود : جشنی كه همزمان با چینش دستههای پربركت گندم و شالی و شروع برداشت خرمن برپا میشد و مهر را در روز مهرگان میپراكند. وی در ادامه عنوان كرد : «مهرگان از مهمترین جشن های باستانی، اسطورهای و فصلی محسوب میشود كه در گذر ایام اهمیت و قداست خود را از دست نداده است و گویی حیات خود را از كشت و كشاورزی وام گرفته است. در مازندران این آیین در روستاهای دور و بنههای كوهستانی البرز ، در میان گالشها و كوه نشینان در لاریجان و رویان برگزار میشد و در سالهای اخیر نیز این جشن در روستاها و حاشیه شهرها انجام میپذیرد. باتوجه به شرایط اقلیمی مازندران و كشت برنج كه محصول پایه محسوب می شود باید از سنتی دیرپا و پابرجا یاد كرد كه با جشن مهرگان ، قرابتی مستحكم دارد. جشن مهرگان ، توزیع مهر و دوستی در میان مردمانی است كه در كنار هم ، بركت زمین را درو كردهاند و با شكرگزاری به آستان احدیت و استراحت زمستانی ، چشم انتظار نوروز پربهار و زیبایی ، كار وتلاش میشوند. اجرای موسیقی مازندرانی ، شعر نبوی و مسابقات مختلف ورزشی بومی برنامه های جنبی این مراسم است.»
امروزه سنت كهن آغاز سال نو کشاورزی، از ابتدای پاییز با نام «سالِ وِرز» در تقویم محلی كردان مُـكری مهاباد و طایفههای كردان شكری باقی مانده است. همچنین در تقویم محلی پامیر در تاجیكستان (به ویژه در دو ناحیة «وَنج» و «خوف») از نخستین روز پاییز با نام «نوروز پاییزی » یاد میكنند. سفره مهرگاني
سفره مهرگانی نیز همچون هفت سین نوروزی و دیگر سفره های جشن های ایرانی، هفت چینی از میوه ها و خوراکی هاست همراه با شاخه هایی از درختان «سرو»،«مورد» و «گز» و شربتی از عصاره ی «هوم»(هَئومَه) که با شیر رقیق شده و نان مخصوص «لووگ» كه روی پارچهای ارغوانی گرد یک آتش دان چیده می شوند. هفت میوه همچون سیب، انار، ترنج، سنجد، بی (به)، انگورسفید، انجیر، كُـنار، زالزالک، ازگیل، خرمالو و ... آجیل ویژه ای از هفت خشکبار از جمله مغز گردو، پسته، مغز فندق، بادام، تخمه، توت خشک، انجیرخشک، نخودچی و ... آش هفت غله از گندم، جو، برنج، نخود، عدس، ماش و ارزن. کاسه ای پر از آب و گلاب و سکه و برگ آویشن همراه با گل های بنفشه و نازبو (ریحان)، آیینه، سرمه دان، شیرینی و بوهای خوش همچون اسفند و عود و کُندر.
موسیقی مهرگاني
خلف تبریزی در «برهان قاطع» برای یكی از مقامها و لحنهای موسیقی سنتی ایران نام موسیقی مهرگانی را آورده است؛ که گمان می رود در دوران گذشته در جشن مهرگان موسیقی ویژه ای نواخته می شده که اکنون از آن آگاهی نداریم. همچنین در میان دوازده مقام نامبرده شده در كتاب «موسیقی كبیرِ» ابونصر فارابی، مقام یازدهم با نام مهرگان ثبت شده است و نیز نظامی گنجوی در منظومه ی «خسرو و شیرین» نام بیست و یكمین لحن از سی لحن نامبردار شده را «مهرگانی» نوشته است.
|
|
مرور رخدادهاي تاريخي در روز «مهرگان»
|
| |
|
سياوش آريا
|
|
روزمهرازماه مهر برابر با ١٠ مهرماه در گاهشمار امروزي ايران برابراست با جشن مهرگان.دراوستا مهر، بزرگترین ایزدان است.نام این ایزد
دراوستا میترا آمده است.شوند(سبب) گرامی داشت این روزدرنزد ایرانیان آن است که پس ازشهریاری جمشیدشاه، ضحاك تازی درایران زمین پادشاهی كرد. دوران او برای ایرانیان،
دوران بیداد وستم بود اماسرانجام فریدون به رهبری کاوه آهنگر بر ضحاک شورید، از پادشاهی برکنارش کرد و به کوه دماوند به بندش کشید.
ایرانیان به شکرانهي این موهبت وآزادی که درروزمهرازماه
مهرروی داده است جشنی بزرگ ساختند وهرساله تا به امروزبه شوند(:خاطر) چنین رویداد و رخداد بزرگی، جشن مهرگان را برپا کردند.
رخدادهای تاریخی و ملی دیگر در جشن مهرگان:
نخستین زن ومردآریایی(مشی ومشیانه) هم زمان با هم ازپشت کیومرس شاه، به گونه استوره ای ازگیاه ریواس در این روز زاده شدند.
داریوش بزرگ هخامنشی در سال 522پیش از زایش عیسا(ق.م) پس از یک سال شاهنشاهی درجشن مهرگان و درپاسارگاد تاجگذاری کرد.
اردشیرپاپکان، نخستین پادشاه ساسانی درجشن مهرگان تاجگذاری کرد و بارعام(جشن و مهمانی همگانی) داد.
اعتدال بهاری و زمستانی یا بخش شدن سال به دونیمه: نیاکان ما برای نخستین باردرجهان برابری روز وشب را دریک زمان اندازه گیری کردند و یکم فروردینماه را روزنخست سال واعتدال بهاری و ماه مهررا نیمه دوم سال و اعتدال زمستانی نام نهادند.
در زمان های بسیارکهن،ایرانیان جشن برداشت محصولات کشاورزی خود را با سرور و شادمانی وسرود و خنیاگری برپا میداشتند که آن روز مهرگان بود.
آوردهاند که: ابوریحان بیرونی، دانشمند ایرانی درسال ٢ روز را بیاسایید و دست ازکار و پژوهش برکشید که آن نوروز بود ومهرگان.
|
|
جشن مهرگان به بازگفت شاهنامه
|
|
|
●
|
مهرگان، به شكوهمندي نوروز و سده
|
|
|
|
| |
|
گروه شاهنامه :
|
|
به بازگفت شاهنامه بيدادگري ضحاك هزار سال بهدرازا ميانجامد. سرانجام كاوهي آهنگر بر او ميشورد و سپاه خود را به دژي ميبرد كه فريدون در آن پنهان شده بود:
همي رفت پيش اندرون مرد گرد / سپاهي برو انجمن شد نه خرد
بدانست خود كآفريدون كجاست / سر اندر كشيد و همي رفت راست
بيامد به درگاه سالار نو / بديدندش از دور و برخاست غو
فريدون، كه در اين زمان جواني برنا بود، بر آن ميشود كه به ياري آنان به خونخواهي پدرش –آبتين- كه به دست سربازان ضحاك كشته شده بود، برخيزد. او چرم آهنگري كاوه را به ديبا و گوهر ميآرايد و «درفش كاوياني» نام مينهد. درفشي كه در شاهنامه با ويژگي «فروزندگي» و «درفشاني» از آن ياد شده است:
چو آن پوست بر نيزه بر ديد كي / به نيكي يكي اختر افكند پي
بياراست آن را به ديباي روم / ز گوهر بر و پيكر و زرش بوم
بزد بر سر خويش چون گرد ماه / يكي فال فرخ پي افكند شاه
فروهشت زو سرخ و زرد و بنفش / همي خواندش كاوياني درفش
آنگاه با گرزي گاوسر كه آهنگران برايش ساخته بودند، و با درفش كاوياني درپيش، از اروندرود ميگذرد و به بيتالمقدس كه كاخ ضحاك در آنجا بود، ميرود.
فريدون پس از نبردي سخت ضحاك را شكست ميدهد و ميخواهد او را از پاي درآورد. اما «سروش» نزد فريدون ميآيد و از او ميخواهد كه دست از كشتن ضحاك بكشد. چرا كه هنوز زمان مرگ او نرسيده است:
بيامد سروش خجسته دمان / مزن گفت كو را نيامد زمان
هميدون شكسته ببندش چو سنگ / ببر تا دو كوه آيدت پيش تنگ
به كوه اندرون به بود بند اوي / نيايد برش خويش و پيوند اوي
سروش از فريدون ميخواهد كه ضحاك را به بند كشد. فريدون با كمندي از چرم شير، دو دست و ميان ضحاك را ميبندد و سپس او را به كوه دماوند ميبرد و در غاري كه «بُناش ناپديد» بود، سرنگون ميآويزد:
به كوه اندرون جاي تنگش گزيد / نگه كرد غاري بُناش ناپديد
بياورد مسمارهاي گران / به جايي كه مغزش نبود اندران
فروبست دستش بدان كوه باز / بدان تا بماند به سختي دراز
اين رويداد و رهايي از چنگ بيداد ضحاك در روز مهر از ماه مهر بود. پس فريدون در اين روز خجسته تاج كياني بر سر ميگذارد و جشن مهرگان را برپا ميدارد:
به روز خجسته سر مهرماه / به سر برنهاد آن كياني كلاه
زمانه بياندوه گشت از بدي / گرفتند هر كس ره ايزدي
دل از داوريها بپرداختند / به آيين يكي جشن نو ساختند
نشستند فرزانگان شادكام / گرفتند هر يك ز ياقوت جام
مي روشن و چهرهي شاه نو / جهان نو ز داد و سر ماه نو
بفرمود تا آتش افروختند / همه عنبر و زعفران سوختند
پرستيدن «مهرگان» دين اوست / تنآسايي و خوردن آيين اوست
اگر يادگار است از او ماه مهر / بكوش و به رنج ايچ منماي چهر
از آن پس مهرگان يكي از جشنهاي بزرگ و پاياي ايراني ميشود؛ شكوهمند و سرفراز همچون نوروز و سده.
|
|
مهرگان؛ پرتو روشناییِ «میترا»

|
|
|
|
| |
|
عارفه تاجیک :

|
|
برچسبها: